قبل از سلام از خداوند متعال آرزوی قبولی عزدارای های شما را در این ماه حسینی خواستارم (التماس دعا) ![]()
سلام بر همه دوستان ![]()
سلام بر همه برادرانم وخواهرانم![]()
سلام بر همه دوستداران وعاشقان دوستیها![]()
(اگه خدا کمکم کنه می خوام دوباره شروع کنم البته با همراه شدن لطف شما دوستان)![]()
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 23:47 توسط مجتبی |
سلام خدمت همه دوستان عزیز دوستانی که در همه حال با من بوده اند و لحظه ای من را تنها نگذاشته اند شاید تعجب کنید که چرا عکس سینا را در روی این پست گذاشته ام و شاید... راستی که خداوند این بار امانت سختی را به دوش بندگانش می گذارد البته اگه لیاقت این امانت را داشته باشند که بخوبی از آن مراقبت کنند شاید من و مادر سینا هم هنوز لیاقت این نعمت واین امنت را نداشتیم ولی انگار خداوند به ما هشداری داد که مواظب باشیم . بله از اتفاقی میخوام بگم که خیلی به خیر گذشت به اندازه ای که باید بگم خداوند به ما (من ومادر سینا)خیلی رحم کرد واقعا رحم کرد . بله شب یکشنبه هفته قبل ۱/۷/۱۳۸۵ ساعت ۱۱.۳۰ دقیق شب ظرف شیری که در حال جوشیدن بود بر اثر غفلت پدر ومادر و کمی دست درازی سینا بر روی سر و صورت و سینه سینا واژگون شد وای که چه لحظه ای و چه اتفاقی نمی دونم حتی فکر کردن به اون لحظه عذابم می ده تمام پوست بدن سینا جمع شد و سینا از نفس رفته بود وفقط دادو فریاد ما بر خانه بلند شد دوان دوان به داخل کوچه دویدیم و گریه کنان نمی دونم چی بگم هر لحظه آن شب دریایی از غصه بود آن شب تا ساعت ۱:۳۰ دقیقه بیمارستان بودیم خلاصه سرتون را درد نیارم تا روی شکم سینا پانسمان شد و هنوز مداوا روی اون داره انجام می شه خدا کنه خوب بشه مخصوصا صورتش وای که اگه خوب نشه هیچ موقع خودمو نمی بخشم . حالا از شما دوستان عزیز میخوام برای پسرم دعا کنید چون واقعا محتاجم من شاید بنده گناهکاری بودم وخداوند دعایم را درگیر نکند پس از شما میخوام برای سینا کوچولوی من دعا کنید از همه شما التماس دعا دارم . راستی انشاالله که در این ماه مبارک نماز روزه هاتون مورد قبول درگاه خداوند متعال واقع گردد الله نگهدار شما . مجتبی (بابای سینا ) بازم ازتون تشکر میکنم .
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1385ساعت 23:21 توسط مجتبی |